نحوه ارزش گذاری استارتاپ ها

نحوه ارزش گذاری استارتاپ ها

ارزش‌گذاری کسب‌وکارها، روش‌های مختلفی دارد که هرکدام از این روش‌ها در حالات متفاوتی استفاده می‌شوند درواقع پیش‌فرض‌هایی که در مورد کسب‌وکار داریم باعث انتخاب روش ارزش‌گذاری می‌شود برای مثال اگر استارت‌آپ در مرحله اولیه و نهال باشد یک روش مشخص ارزش‌گذاری دارد و هر چه بزرگ‌تری می‌شود تا به بازار سهام می‌رسد، روش‌ها تغییر کرده و پیچیده‌تر می‌شود. پس ما از آنجایی شروع می‌کنیم که استارت‌آپ ایده است که روش ارزش‌گذاری نسبتاً ساده‌تری دارد و درنهایت به روش‌های پیچیده‌تری می‌رسیم که در ارزش‌گذاری برای شرکت‌های بالغ استفاده می‌شود.

منظور از ارزش‌گذاری استارت‌آپ به این معنی نیست که دیجی‌کالا و اسنپ بزرگ‌شده‌اند و دیگر استارت‌آپ نیستند. هدف این است که نشان دهیم از همان ابتدا می‌توان کسب‌وکار را با روش‌های مختلف ارزش‌گذاری کرد از زمانی که ایده برای اجرا ایجاد می‌شود تا زمانی که شرکت بزرگ و بالغی می‌شود، مثل آسان‌پرداخت یا آتیه پرداخت که امروز در بورس هستند و بالغ شدند.

میزان ارزش‌گذاری خیلی ارتباط دارد با کسی که می‌خواهد آن را بخرد. شما وقتی به‌عنوان استارت‌آپ سراغ سرمایه‌گذار می‌روید باید بدانید که او شما را می‌فهمد یا نه؟ ارزش استارت‌آپ نسبی است. سرمایه‌گذارهای پیچیده‌ای وجود دارند که به ظن‌شان یک استارت‌آپ ارزش کمی دارد درحالی‌که در جای و تصور سرمایه‌گذار دیگر ممکن است چنین نباشد.

ارزش علاوه بر این‌که به کسی که معامله می‌کند مرتبط است به صنعت و اتفاقات اخیر آن هم مرتبط است. ممکن است صنعتی شکست‌خورده باشد در کشور و سرمایه‌گذاران سرخورده باشند اما در صنعتی که در رده بالایی قرار دارد ارزش استارت‌آپ به‌صورت غیرمنطقی هم می‌تواند بالا برود. نمی‌توان نسخه کاملی برای همه استارت‌آپ‌ها پیچید و به چیزهای مختلفی مثل صنعت‌هایی که فعالیت می‌کند بستگی دارد یا در چه صنعت‌هایی در آینده قرار است فعالیت کند. خلاصه این‌که ارزش‌گذاری راه دقیق و مشخصی ندارد و بیشتر هنر است تا علم و دانش، معمولا دید مهندسی دارد اما باید آن را لطیف‌تر دید، که در روش‌های مختلف ارزش‌گذاری این موارد را خواهیم دید.

قاعدتا اگر کسب‌وکاری بخواهد موفق باشد سه المان باید وجود داشته باشد. یک ایده کسب‌وکار خوب، دوم تیم خوب و سوم سرمایه.

حال اگر سرمایه را بررسی کنیم در این مسیری که امیدواریم استارت‌آپ ما به بلوغ برسد به سرمایه نیاز دارد. ما هرچقدر هم که ثروتمند باشیم نمی‌توانیم هزینه‌های کلی استارت‌آپ را بدهیم تا ابد استارت‌آپ را برای خودمان نگه‌داریم و به عرضه اولیه برسانیم دلیل این امر آن است که یا اغلب ثروتمند نیستیم و دوم این‌که اصلا منطقی هم نیست چراکه وقتی شریکی حرفه‌ای یا اسمارت‌مانی باشد می‌تواند برای ما و استارت‌آپمان ارزش‌افزوده هم ایجاد کند. پس بالاخره مجبوریم شریک پیدا کنیم. برخی در مراحل اولیه وارد شتاب‌دهنده می‌شود و بعضی هم با درآمد اولیه خودشان یا پول بدون چشم‌داشتی که از اطرافیان و نزدیکان می‌گیرند آن را راه‌اندازی کنند اما درنهایت باید سرمایه جذب کنند.

مرحله اول که چند نفر جمع شدند و ایده‌ای دارند و تیم هم شکل نگرفته، مرحله‌ای است که استارت‌آپ پول برای فرضیه خود می‌خواهد. ممکن است مقداری نیاز داشته باشد مثلا ۳۰ میلیون که باید برای آن سرمایه تامین کند. که این سرمایه قاعدتا از دوستان و خانواده تامین می‌شود یا از خودشان می‌گذارند باشد و یا این‌که این سرمایه اولیه را از شتاب‌دهنده دریافت می‌کنند. هرچقدر جلوتر می‌رویم شرایط متفاوت‌تر می‌شود. در مرحله Seed که جریان نقد در منفی‌ترین شرایط خودش قرار دارد و به آن دره مرگ می‌گویند چراکه اغلب استارت‌آپ‌ها در این مرحله شکست می‌خورند( در سایت https://collapsed.co استارت‌آپ‌هایی که شکست می‌خورند در آن یک پروفایل باز می‌کنند و می‌نویسند که استارت‌آپ من به این دلیل شکست خورد). درصد بالایی از استارت‌آپ‌ها هم به دلیل نبود سرمایه شکست خوردند.

جلوتر می‌رویم به مرحله‌ای که محصول آماده است و اسکیل می‌کنیم و افراد را آگاه می‌کنیم نسبت به محصول و هر جا می‌رویم باید لوگو، اسم و برند من را بشناسید. در این مرحله سرمایه و تامین مالی برای رشد است. پول را برای رشد بیشتر می‌خواهیم تا سهم از بازار را بیشتر کنیم. مثلا سایت علی‌بابا در کشورمان به مرحله‌ای رسیده است که می‌خواهد بین‌المللی شود یا بزرگ‌تر شود. و همچنین سهم بازار خود را از طریق خرید استارت‌آپ‌هایی که در این حوزه فعال هستند افزایش دهد چراکه برای یک استارت‌آپ در مرحله رشد از یک جایی به بعد استارت‌آپ‌ها به شما حمله می‌کنند که باید به دنبال خریدن آن‌ها باشید. در این مرحله جنس تامین مالی و سرمایه‌گذاری متفاوت است.

توجه داشته باشید که اگر در مراحل اولیه خیلی پول جذب کنید، استارت‌آپ خود را ارزان فروخته‌اید. هرچقدر آرام‌تر سرمایه جذب کنید، ارزش شرکت شما کم‌کم بالا می‌رود و سهم کمتری به سرمایه‌گذار می‌دهید. قاعدتا اگر استارت‌آپ بخواهد سالم رشد کند نباید برای مرحله سید seed آن بالای ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان پول بخواهد.

موضوع معیارهای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری روی یک استارت‌آپ در هر مرحله بستگی دارد که چطور محصول‌مان را به سرمایه‌گذار معرفی کنیم.

روش‌های سرمایه‌گذاری و ارزش‌گذاری استارتاپ

تمامی روش‌های ارزش‌گذاری استارت‌آپ‌ها که وجود دارند در ۴ کلاس می‌توان تقسیم‌بندی کرد:
روش اول: Asset-based valuation است که به معنای دارایی شرکت است و این‌که این شرکت چقدر دارایی دارد. دارایی را چطور می‌توان حساب کرد. و پیش‌فرض آن این است که ارزش مقدار دارایی است که شما می‌توانید در یک شرکت ببینید قابل‌محاسبه است. دستگاه کامپیوتر و مانند این‌ها. این روش خیلی به درد استارت‌آپ‌های IT نمی‌خورد. یکی از اصلی‌ترین روش‌های محاسبه دارایی‌های نامشهود در Asset-based valuation ، محاسبه هزینه‌ای است که شما باید خرج کنید تا این شرکت را دوباره با وضعیت موجودش ایجاد کنید. که این روش در صنایع سیمان و مانند آن استفاده می‌شود.
البته پیش آمده که ما از همین روش برای استارت‌آپ‌ها نیز استفاده کردیم هزینه نفر ساعت افراد را جمع کردیم و تعدیل کردیم که بر اساس آن عددی به‌عنوان دارایی را به دست آوردیم. که با توجه به شرایط ممکن است تخمین خیلی خوبی هم باشد.

روش دوم: ‎cash flow based valuation این روش می‌گوید هرچقدر که دانش و نخبگی داشته باشید باید به پول تبدیل شود. یعنی این‌که کسب‌وکار را به‌عنوان جعبه‌ای نگاه می‌کند که پول تزریق می‌کند و باید از آن پول دربیاورد. هرچقدر بیشتر، با ارزش‌تر. نه فرهنگ، نه خدمت به کشور و نه هیچ‌چیز دیگری مهم نیست و فقط میزان درآمد مهم است.

روش سوم: ‎relative valuation روشی است که یک فرض اساسی دارد و آن این‌که در بلندمدت هیچ شرکت و استارت‌آپی وضعیت کل اقتصاد را نمی‌تواند outperform کند. اگر وضعیت نرخ رشد اقتصادی ایران ۶ درصد است. کسب‌وکار می‌تواند هر سال ۱۰، ۱۵ درصد هر سال رشد درآمد داشته باشد اما درنهایت باید بایستد و به نرخ رشد اقتصادی برسد. اگر اتفاق نیفتد این‌قدر بزرگ می‌شود که خودش تعیین‌کننده نرخ رشد اقتصادی می‌شود. مثل آمازون که این‌قدر بزرگ شده است که روی نرخ رشد آمریکا تاثیر می‌گذارد. هر کسب‌وکاری اگر الان نرخ رشدش بالاست محکوم به این است که به نرخ رشد پایداری برسد که متاثر از اقتصاد کلان کشور است. اگر در اتوبانی ترافیک است، حتی اگر بنز هم داشته باشد از یک سرعتی بیشتر نمی‌توانید بروید.

روش چهارم: ‎subjective and qualitative valuation این روش‌ها کیفی هستند و در این روش‌ها که این استارت‌آپ هم مثل بقیه استارت‌آپ‌ها است. همه‌چیز این روش روی اماواگر است و نمی‌توان فرضیه مشخصی برای آن پیدا کرد چون کیفی است.

طبقه‌بندی روش‌های ارزش‌گذاری که پیش‌تر در مورد آن صحبت کردیم، بیشتر با این هدف بود که بفهمیم اگر خواستیم یک مورد خاص را ارزش‌گذاری کنیم، باید به چه رویکردی‌های به آن نگاه کنیم.

 
ارتباط با ما ارتباط با ما | آنلاین
شماره تماس مستقیم
051-38708907
پاسخگویی از ۹:۰۰ الی ۱۸:۰۰
ما با شما تماس می گیریم